در این ایّام،هر شب پس از مراسم افطار،به توالی ،سه سریال ِآخرین گناه و زیرزمین و صاحبدلان به ترتیب از شبکه های دو و سه و یک پخش می شود.وجه مشترک هر سه سریال غفلت و گناهکاری جماعت پولدار و ثروتمند سریال است.بد بودن متمولین در تولیدات رسانه ملّی در سالهای پس از انقلاب ،دیگر به سوژه ای مندرس و نخ نما تبدیل شده است و جزسوق دادن افکار عمومی به سمت ثروت ستیزی و تقدیس فقر هیچ نتیجه ای ندارد.آیا بهتر نیست این در جا زدن ِ ۲۷ ساله ،جائی متوقف شده و عقلانیت جای آنرا بگیرد؟اصولاً چه هماهنگی بین تبلیغات اینگونه صدا و سیما با دستور العمل اجرائی اصل ۴۴ وجود دارد؟مگر قرار نیست با اجرائی شدن اصل ۴۴ تجمیع سرمایه و ثروت اتفاق بیفتد؟آیا امکان دارد در جائی تشویق به فعالیت آزاد اقتصادی کرد و در جائی دیگر متمولین را افرادی لاابالی و بد معرفی نمود؟.همانگونه که پیش ازاین نیز در مطلبی تحت عنوان موانع خصوصی سازی نوشته بودم ،سرمایه و تجمیع آن که ضروری ِتوسعه است نیاز به امنیّت ملموس ِ اجتماعی و سیاسی دارد و تا این اتفاق رخ ندهد ،انتظار هر گونه توسعه پایداری عبث و بیهوده است.
این روزها بحث وجود یا عدم وجود تورم و گرانی بسیار داغ است.در حالیکه بسیاری،از جمله مقام رهبری را اعتقاد بر این است که تورم وگرانی بیشتر شده،گروهی دیگرکه از قضا رئیس محترم دولت نیز از جمله آنهاست، نظر بر این است که خیر اینگونه نیست و تورم کاهش هم یافته است و رسانه ها(خصوصاً صدا و سیما به عنوان رسانه ملّی )و روزنامه ها مشغول شایعه سازی هستند.یادم آمد در بحبوحه ی انقلاب سال ۵۷،زمانی که شبها مردم بر روی پشت بامها و در کوچه و خیابان فریاد الله اکبر سر می دادند،روزی ارتشبد ازهاری،نخست وزیر وقت،در مجلس ،ساعتی را به احتجاج گذراند که ثابت کند ،تمام این شعار و فریادها نوار ضبط صوت بوده نه فریاد واقعی مردم.فردایِ سخنرانی ازهاری این شعار بر سر هرکوی و برزن بلند شدکه:
ازهاری بیچاره،ژنرال چهارستاره،همش بگو نواره،نوارکه پانداره.
اینجوری که تورم دارد می دود ظاهراً نه دو پا که صد پا دارد.
تمام وجوه شخصیت و زندگی علی زیبا و اسطوره ای است،چه زمانی که به آن شکل استثنائی در خانه خدا(کعبه)متولد می شوددرحالیکه خداوند به هنگام تولد عیسی(ع)به مادرش اجازه وضع حمل در مکان مقدس را نمی دهدو چه نبرد او با مشرکین و چه برخورد او با مخالفینش.بر این خلقت پاک و دردانه خداوند درود و سلام باد.با جرج جرداق نویسنده بزرگ مسیحی هم کلام می شویم که:"ای روزگارتوراچه می شد اگر تمام نیروهای خود را بسیج می کردی و در هر عصر و زمانی،بزرگ مردی چون علی،با همان عقل و همان قلب،همان زبان و همان شمشیر،به جهان ارمغان می دادی."شهادت علی(ع)،این عدالت مجسم ،بر همه رهروان و دوستدارانش تسلیت و تعزیت باد.
وشعبی(ره) گوید:«یکی صعوه ای[گنجشکی]بگرفت.گفت:"چه خواهی از من؟"گفت:"بکشم تورا و بخورم."گفت:"از خوردن من چیزی نیاید، لکن سه سخن تورابیاموزم که آن تورابهتر از خوردن من.امّا یکی اندر دست تو بگویم،و دیگر آن وقت گویم که رها کنی تا بر درخت نشینم،و سوّم آن وقت گویم که از درخت بر سر کوه پَرم." گفت:"بگوی." گفت:"اوّل،هر چه از دست تو بشد بر آن حسرت مخور." رها کرد تا بپرید و بر سر درخت نشست. گفت:"دوّم بگوی." گفت:"سخن محال هرگز باور مکن." و بپرید و بر سر کوه نشست، گفت:" ای بدبخت اگر مرا بکشتی اندر شکم من دو دانه مروارید هست هر یکی بیست مثقال، توانگر شدی." آن مرد انگشت در دندان گرفت و گفت:"دریغا ، اینت افسوس! اکنون سدیگر سخن بگوی." گفت:"تو آن دو فراموش کردی،سدیگرچه کنی؟ تورا گفتم بر گذشته افسوس مخور، و گفتم محال باور مکن، و گوشت و بال من همه دو مثقال نبوَد، اندر درون من دو مروارید بیست مثقال از کجا آید؟"و این بگفت و بپرید.» واین مثَل برای آن گفته اند تا معلوم شود که چون طمع پدید آمد،آدمی همه محالات باور کند. ( از ربع مهلکات، کتاب کیمیای سعادت ، اثر سترگ امام محمد غزالی)
