
وَسلامٌعَليهِيَومَوُلِدَوَيَومَيَمُوتُوَيَومَيُبْعَثُحَيّاً
درآنروزكوآمديدر حيات به روزي كه بسپرد جانبر ممات
به روزي كه بهر حيات ابد بر انگيخته مي شود از لحد
سلام الهي ببادا بر او كه او بنده اي بود نيك و نكو
29 خردادماهسالروزدرگذشت دكتر علي شريعتي است ، بزرگ مردي از سلسله بيدار گران اقاليم قبله(اين تعبير بر گرفته از كتابي به همين نام از استاد محمد رضا حكيمي است).بدونشك شريعتيحقي عظيم بر گردنجماعت كثيري از دينداران راستين در سراسر جهان دارد.انسان بي قراري كه با نبوغذاتي خود و به مدد مطالعات گسترده خود در حوزه دين پژوهي بسان زلزله اي جامعهبي رمق زمان خودرا تكان داد.منبه شريعتي مديونمواداي اين دِين راجزبااين مختصرنمي توانم.در سالهاي دهه60خورشيدي در اوج وازدگي از دين و دينداري و گرايش به پوچي ، به واسطه استاد و مرشد عزيزم، سيد جعفر عباس زادگانكه خود از شاگردان شريعتي و مروّجانشريعتپاكعلوياستو درآنزمانكتابفروشي رسالتاو واقع در خيابان قاآني كهنهشيراز جايگاه اهل علم و معرفتبود و البته با قفسه ويژهاي جهت عرضه آثار دكتر شريعتي وبه گاه دانشجوئي در دانشگاه شيراز،با آراء و نظرات دكتر شريعتي آشنا شدم.اولين مطلبيكه از او خواندمجزوههاي درس اسلام شناسي او بود كه در دانشگاه مشهد توسط خودش تدريس شده و سپس در حسينيه ارشاد ادامه يافته بود .از اين هنگام دري تازه به روي من سر گشته گشوده شد. شريعتي مرا نجاتدادويقين دارم چونان مني را هزاران هزار.بزرگترين درس من در كلاس شريعتي ، دوري از تعصب كر و كور و شيوه انديشيدن علمي بود. از آن روز ياد گرفتم كه بخوانم و بينديشمو خود تصميم بگيرم. من طريقت و شريعت پاكمحمدي را نهاز زبانغير موثقين كه از كنكاش درمتون فراواني كه شريعتي مرا به آنها رهنمون شد درك كردم.من هر چه كه مي دانم را هرچند كه در درياي بيكران دانش بشري پر كاهي نيز نيست ،از بركت وجود شريعتي است .نكته اي كه نبايستي مورد غفلت قرار گيرد آن است كه شريعتي را بايستي در جايگاه خودش ديد و نقد كرد(كلمه جايگاهرا همانگونه كه خود شريعتي معني كرده است بايستي تركيبي از مكان=جاي و گاه=زمان دانست). درمورد شريعتي هم دوستدارانو هم مخالفينمتعصب او ازاين نكته ظريف غافلند.آموزه هاي شريعتيباب نقد را بر روي محصولات فكري او باز گذاشته اند و اينكار را بايستي بدون تعصب،كه خود اواز كاربرد بيجاي آن واهمه داشت ،انجام داد .همانگونه كه مي دانيم ،شريعتي به جز كتاب كوير و گفتگوهاي تنهائي و نيز حسين وارث آدمنوشته اي ندارد و هرآنچه از او به عنوان آثار بر جاي ماندهتماماً سخنرانيهاي عالمانهو از سر دردياست كه در حسينيه ارشاد ايراد داشته.به تمامي دوستداران دانائي وآگاهي خواندن آثاراو وحتي الامكان شنيدن بيان محكم و شيواي او را توصيه مي كنم.و در پايان سلام مي كنم بر او، روزي كه زاده شد و روزي كه رفت و روزي كه دوباره زنده ميشود.صداي دكترشريعتي را اينجا بشنويد
